قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

324

تاريخ نگارستان ( فارسى )

احمد لرنام از مريدان فضل اللّه استرابادى بطريق دادخواهان بر سر راه آمده پادشاه بيكى از مقربان گفت كه مدعاى او را معلوم كن لرك جرأت نموده پيش دويده كاردى بر شكم ميرزا شاهرخ زد امرا مضطرب گشته بعد از رخصت او را پاره‌پاره كردند بيكبار غوغا و رستخيز عظيم برخاسته خلايق سراسيمه گشتند و نقاره‌چيانرا دست از كار بازماند و غريو مردم بيرون و درون بگردون رسيد و پادشاه امير فيروز شاه را خواسته او از غايت دهشت باندرون راند ميرزا ميخواست كه در محفه نشنيد دولتخواهان بنابر رفع مظنهء بدانديشان نگذاشتند و آنزخم را بسته باز بطريق سابق پادشاه را سوار كردند و نقاره‌چيان بدستور نقاره مينواختند تا بباغ زاغان شتافته آنجراحت را معالجه كردند تا براحت مبدل شد و يكى از شعرا در آنواقعه گفته . نظم : سال تاريخ هشتصد و سى بود * روز جمعه پس از اداى صلات قصهء بس عجيب واقعشد * در خراسان ولى به شهر هرات كج‌روى در بساط چون فرزين * خواست تا شهر خى زند شد مات [ 548 - رفتن يارعلى نزد سلطان خليل . ] 548 من الوقايع چون در شهور سنهء 736 ست و ثلاثين و سبعمأة اميرزاده يارعلى ولد قرا اسكندر تركمان از پدر رنجيده نزد سلطان خليل والى شيروان رفت آن بيدرد آن نوع شاهزادهء را كه بنوك مژهء خونريز در صف عشاق رستخيز انداختى هدف تير ملامت ساختى بيت : خود از براى سر زره از بهر تن بود * تو جنگجوى عادت ديگر نهادهء دربر گرفتهء دل چون خود آهنين * و آنزلف چون زره را بر سر نهادهء و بنابر خلوصى كه با دودمان تيموريه داشت ويرا بند كرده از راه دريا نزد شاهرخ ميرزا فرستاد ميرزا را آن شكل و رخسار و ملاحت و گفتار خوش آمده قيدش برداشت و در تربيتش كوشيده در جرگهء شاهزادگانش نشانيد تا آنكه در روزى كه استاد فرخ ريخته‌گر كمان رعديكه چهارصد من سنگ بدعوى مىانداخت ترتيب داده بود و شاه و سپاه را بتماشا دعوت فرمود و خلايق بينهايت از شهر بيرون آمده بودند ميرزا بر سر پشتهء ايستاده بهر طرف نگاه ميكرد در آن اثنا چشمش بر اميرزاده يارعلى افتاد كه چون از دور پيدا شد فرياد از نهاد خلايق برآمده گفتند ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ بيت : نيست حد بشر اين حسن و لطافت كه تراست * روح قدسى كه بدينگونه مصور شده‌اى و تماشاى چنانرا نابود انگاشته بيكبار همه بسوى او شتافتند و بدينمضمون مترنم گشتند . نظم : اين ترك پريچهره خدا را خلف كيست ؟ * وين در گرانمايه ز درج صدف كيست ؟